There and Back Again

Archive for the ‘تراوشات ذهن من’ Category

واقعیت!

Posted by: Mehrdad on: اکتبر 7, 2009

واقعیت برای آن که زندگی‌های ما را متاثر کند از کسی اجازه نمی‌گیرد. واقعیت منتظر قانع شدن ما نمی‌نشیند.واقعیت پشت دیوارهای قطور و رودربایستی‌های کهنه متوقف نمی‌شود. واقعیت بزرگ و کوچک نمی‌شناسد. واقعیت به هیچ‌کس احترام نمی گذارد و با احدی عهد و پیمان ندارد. این ما هستیم که باید خود را با آن تطبیق [...]

برچسب‌ها:

ولمون کن بابا

Posted by: Mehrdad on: اکتبر 6, 2009

اینقدر مسخره شدیم یا مسخره کردیم توی زندگی، که هر کس ایرادمون رو بگه، سریعا در مقابلش باید موضع بگیریم! و ناراحت شیم که داره مسخره‌مون می‌کنه حتما :-/

تایپ کردن

Posted by: Mehrdad on: اکتبر 1, 2009

دستام درد می‌گیره وقت تایپ کردن!دلم درد می‌گیره وقت تایپ نکردن!
چه می‌شه کرد!؟ زندگی سخته!

تبلیغ!!

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 17, 2009

چند دقیقه پیش تلویزیون برای تبلیغ روز قدس داشت قسمتهایی از فیلم One night with the King (اگه اسمش درست یادم باشه) که داستان «استر» دختر یهودی که زن پادشاه ایران شد، و جلوی قتل عام یهودیان رو گرفت، رو نشون می‌داد!
و ماجرا رو جالب تعریف می‌کرد:
جالب اولش این بود: شاه در مجلس بزمی از [...]

سروش

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 13, 2009

«ارگان رسمی دفتر سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران …، عبدالکریم سروش را … «مرتد» اعلام کرد»
کدوم یکی از این کلمات! با دین! و میزان سنجی از دین دیگران جور در میاد!؟
کاری به نامه‌ی دو طرف، و حرفا ندارم! صرفا همین یک سوال! که این ارگان رسمی! کجاش به این مرحله از بلوغ دینی [...]

تشابه اسمی، تشابه رفتاری

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 12, 2009

احمقانه‌است، اما خیلی پیش اومده…
اینکه آدمهای هم‌نامی که می‌شناسم/می‌شناختم در حالی که شاید ارتباطی با هم نداشته باشن، یا حتی هم دیگه رو نشناسن، اما تشابهات رفتاری زیادی داشتن :-/
شما هم موردی دیدین تا بحال!؟

برنامه‌نویسی

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 11, 2009

وقتی یه برنامه رو می‌سازی (توسعه می‌دی) گاهی وقتا برای نیاز خودت یا راحتی خودت امکانات خاص و ریزی می‌ذاری، که ممکنه هیچوقت هیچ کاربری نفهمه… هاها
تبصره: برنامه‌های آزاد این هیچوقتش به ندرت پیش میاد، چون بالاخره یکی دیگه که کد رو ببینه، احتمالا می‌فهمه P:

برچسب‌ها:

تنش

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 8, 2009

جالبه، من با تنش و استرس و هیجان مشکل دارم کلا
بعد خیلی وقتا کارهام به سمتی می‌ره که تنش و استرس رو زیاد می‌کنم :-/

من

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 7, 2009

من تمام شدم

توجیح

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 7, 2009

وقتی که آدم ترجیح می‌ده واسه‌ی حرف و عملش توجیهی نداشته باشه!تا بتونه قائله رو بخوابونه! :-/
آیا این خوابوندن جواب میده!؟ باعث نمیشه دوباره این ماجرا بعدا پیش بیاد!؟
چه باید کرد تا پیش نیاد!؟
به نظرم باید ارتباطات رو قطع کرد، اونوقته که هیچ اتفاقی نمی‌افته، هیچ سوء تفاهمی پیش نمیاد، هیچ بحثی در نمی‌گیره، و [...]

تو چه دانی!؟

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 6, 2009

و تو مرفه بی درد اروپانشین چه می‌دانی زندگی با این سرعت و محدودیت اینترنت چیست!؟!

برچسب‌ها:

قدرت

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 5, 2009

قدرت به چوب و چماق و بمب صلح آمیز نیست!
قدرت به اینه که کسی که چوب و چماق و بمب صلح آمیز داره، از مرده‌ات هم بترسه! از سنگ قبرت! از یادت…

برچسب‌ها:

تحصیلات یا !؟

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 5, 2009

با کسب رتبه ۱۳۲ از کنکور سراسری در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت ایران دوره تحصیلات عالی را شروع کرد. در سال ۱۳۶۵، پس از فارغ‌التحصیل شدن در مقطع لیسانس …

مرگ برنامه نویس

Posted by: Mehrdad on: سپتامبر 1, 2009

مرگ برنامه‌نویس، وقتی که سر انگشت اشاره‌ام را بریدم…

زنده‌بودن

Posted by: Mehrdad on: آگوست 28, 2009

زنده بودن به چه قیمتی!؟

متهم

Posted by: Mehrdad on: آگوست 25, 2009

وقتی متهم در جایگاه قاضی نشسته …

مخاطب ساده

Posted by: Mehrdad on: آگوست 25, 2009

امروز کشفیدم که داشتن مخاطب ساده‌لوح[۱] هم می‌تونه مفید باشه!
وقتی که بهش تیکه می‌ندازی، اما نمی‌گیره! خیالت هم راحتتره! نه مثه این بابای من که کوچیکترین تیکه‌ها رو هم می‌گیره… :-/ آدم واقعا نمی‌تونه باهاش راحت حرف بزنه D: باید مواظب هر کلمه و نوع بیان و تکیه و … باشی
—-
[۱] واقعا کلمه‌ی شسته رفته [...]

توجیه

Posted by: Mehrdad on: آگوست 25, 2009

آدما توجیه می‌کنن، تا ذهن خودشون رو راضی کنن!
واقعا حماقت نیست اگه فکر کنیم طرف مقابل با توجیه ما قانع شده!؟ یا همچین انتظاری داشته باشیم!؟

برچسب‌ها:

چقدر سخته!

Posted by: Mehrdad on: آگوست 24, 2009

چقدر سخته احساس گم کردن یه آدم وقتی که دو ساعته پیشت نشسته، اما هیچ حرفی واسه گفتن نداری، و صرفا هرکسی کار خودش رو می‌کنه :-/
و سخت تر تکراره این اتفاقه…

هااان!؟

Posted by: Mehrdad on: آگوست 22, 2009

- حالا یکی به نظرت احمق بود! باید برگردی تو روش بگی اینو!؟
= هااان!؟ پس باید چیکارش کنم!؟ بقیه چیکار می‌کنن!؟
- هممم، تو روش نمیگن، چون ناراحت می‌شه، اما پشت سرش هرجا می‌شینن تعریف می‌کنن و به ریشش می‌خندن!
= :-/

اعتقادات

Posted by: Mehrdad on: آگوست 22, 2009

آدما توهماتی دارن که بهشون می‌گن اعتقادات و خیلی هم روشون تعصب دارن!

برچسب‌ها:

احترام به دیگران

Posted by: Mehrdad on: آگوست 22, 2009

احترام به دیگران: توهمی که آدما ساختن برای ساکت کردن دیگران در ابراز نظر مخالفشان!

برچسب‌ها:

کسی اسمیت رو ندیده!؟

Posted by: Mehrdad on: آگوست 21, 2009

کسی اسمیت رو ندیده!؟ من می‌خوام برگردم! میخوام برگردم تو سیستم! گور بابای مورفیوس

همه‌ی آدما

Posted by: Mehrdad on: آگوست 19, 2009

همه‌ی آدما خُلن، منتها چون هر کسی بطرز منحصر به فردی خُله زیاد به چشم نمیاد!
حالا این وسط موجودات خاصی هم داریم:
مثلا بعضیا اونقدر وضعشون خرابه که تکراری می‌شن، یعنی در واقع نمی‌تونن چیز جدید و منحصر به فردی به جامعه ارائه بدن، پس لو می‌رن! و بیشتر تو دید میان!بعضیا هم اینقدر پیشرفته و [...]

برچسب‌ها:

افغانستان

Posted by: Mehrdad on: آگوست 18, 2009

دموکراسی به زور

برنامه‌نویسی در لینوکس

Posted by: Mehrdad on: آگوست 18, 2009

کاربران لینوکس انتظارات عجیب و غریبی از سیستم (و به تبع از برنامه‌نویسها) دارن! و یکی از دردسرهای اضافه همینه!
نمی‌شه گفت همینه که هست، هر چیزی که یارو به ذهنش می‌رسه رو می‌خواد! و البته بیشتر مواقع هم بهش می‌رسه! چون در اکثر مواقع همونطور که انتظارات زیاد داره، خودش هم نسبتا فعالتر و باهوشتر [...]

سانسور!؟

Posted by: Mehrdad on: آگوست 18, 2009

وقتی از طریق لینکی، می‌خواستم به این آدرس برم، با این صحنه[۱] مواجه شدم:

دقت نکرده بودم به آدرس که یک بلاگ توی سرویس blogger که متعلق به گوگل است، برای لحظه‌ای خشکم زد!
که چرا!؟ به تو چه ربطی داره!؟
هرچند این صحنه برای ما جدید نیست، اینکه «دیگری» تصمیم می‌گیره که محتوای این صفحه برای من [...]

برچسب‌ها: ,

شربت

Posted by: Mehrdad on: آگوست 15, 2009

شرمنده، از این قرصا که به ابطحی می‌دین، شربتشم دارین!؟

به ۱۹۸۴ خوش آمدید!

Posted by: Mehrdad on: آگوست 14, 2009

وقتی یادگیری زبان انگلیسی جرم باشد، وقتی بالابردن آگاهی مردم جرم باشد، وقتی باسوادی جرم باشد…
=-=-=-=-=Powered by Bilbo Blogger

برچسب‌ها:

سیاستمدار

Posted by: Mehrdad on: آگوست 13, 2009

در دنیای آزادی که نیازی به خر کردن ملت نباشه، یه سیاستمدار باید شنونده‌ی خوبی باشه، نه گوینده‌ی خوب!
حرف خوب زدن که فایده نداره، شنیدن دیگران مهم‌تر و مفیدتره!
=-=-=-=-=Powered by Bilbo Blogger

برچسب‌ها:

بایگانی