There and Back Again

Archive for ژوئن 2009

خر

Posted by: Mehrdad on: ژوئن 30, 2009

تا تو خم نشی که کسی سوارت نمی‌شه!
=-=-=-=-=Powered by Bilbo Blogger

ثروت نامرئی مادربزرگ

Posted by: Mehrdad on: ژوئن 29, 2009

سه ساعت وقت لازم بود تا مادربزرگ ثروت‌های زمینی را شماره کند. در هوای خفه کننده‌ی اتاق، به نظر می‌رسید که صدای زن رو به مرگ، هر چیز را که شماره می‌کرد در جا می‌ستاید. …
آن‌وقت دیگر کاری نمانده بود جز اینکه ثروت‌های معنوی به دقت برشمرده شود. مادربزرگ واپسین کوشش خود را – همان [...]

نازلی سخن نگفت…

Posted by: Mehrdad on: ژوئن 27, 2009

نازلی! بهارخنده زد و ارغوان شکفتدر خانه، زیر پنجره گل داد یاس پیردست از گمان بدار!با مرگ نحس پنجه میفکن!بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار…نازلی سخن نگفت،سر افرازدندان خشم بر جگر خسته بست رفت***نازلی ! سخن بگو!مرغ سکوت، جوجه مرگی فجیع رادر آشیان به بیضه نشسته ست!
نازلی سخن نگفتچو خورشیداز تیرگی بر [...]

برچسب‌ها: , , ,

وطن

Posted by: Mehrdad on: ژوئن 25, 2009

کوتوله زیر لب پرسید: «چرا آمدی اینجا؟ نمی‌ترسی که این‌جا، این همه دور از وطنت بمیری؟ این‌جا کس و کاری، رفیقی نداری. هیچ‌کس یادت نمی‌کند.»گال پاسخ داد «شماها کس و کار منید، ژاگونسوها هم کس و کار منند».…ژورما گفت «من که نمی‌توانستم میان غریبه‌ها زندگی کنم، آدم اگر وطن نداشته باشد یتیم است».گالیلئو گال در [...]

برچسب‌ها:

بایگانی