There and Back Again

Archive for فوریه 2009

اندر عقلانی بودن مسائل

Posted by: Mehrdad on: فوریه 22, 2009

چند دقیقه پیش به یک مکاشفه‌ی عظیم دست‌یافتم و اون اینکه اصلا این حرف که گاهی اوقات می‌گیم که «فلان چیز باید به عقل جور در بیاد» یک حرف کاملا غیر منطقیه!
چرا؟
چون عقل که یه چیز ثابت نیست که همه‌ی عقلها و همیشه مثل هم حکم کنن!
عقل کاملا وابسته به اطلاعات آدم است، [...]

برچسب‌ها: ,

غزلی در نتوانستن

Posted by: Mehrdad on: فوریه 13, 2009

از دست‌های گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن‌ها می‌توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.
نغمه در نغمه در افکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی‌دریغ جانت
با چنگ تمامی‌ناپذیر تو سرودها می‌توانم کرد
غم نان اگر بگذارد
رنگ‌ها در رنگ‌ها دویده،
از رنگین‌کمان بهاری تو
که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است
نقش‌ها می‌توانم زد
غم نان اگر بگذارد.
چشمه‌ساری در دل و
آبشاری [...]

برچسب‌ها: ,

Food, cheer and song

Posted by: Mehrdad on: فوریه 11, 2009

IF MORE OF US VALUED FOOD AND CHEER AND SONG ABOVE HORDED GOLD, IT WOULD BE A [...]

موهای من

Posted by: Mehrdad on: فوریه 11, 2009

امشب عمه‌ام وقتی دید موهام رو کوتاه کردم گفت، حیفشون، بلند بیشتر بهت میومد!
و من با تعجب بهش نگاه میکردم، و با خودم فکر میکردم چی شده!؟

این اولین باری بود که یکی از بزرگترها، اونم عمه‌ام از موی بلند تعریف میکرد!
و مثل بعضیها (برای مجاب کردن آدم به کوتاه کردن موها) بیخودی بهم نگفت [...]

برچسب‌ها:

من و ارنست همینگوی

Posted by: Mehrdad on: فوریه 10, 2009

من عادت دارم توی خوندن یک کتاب/رمان، از مقدمه شروع کنم، مخصوصا رمانها و داستانها که اصولا مقدمه در مورد نویسنده است.
از دیروز دو کتاب از ارنست همینگوی به دستم رسیده(یکی «پیرمرد و دریا» اون یکی هم گزیده‌ای از داستان کوتاه‌هاش)، که امروز از داستان کوتاه‌هاش شروع کردم. (از مدتها پیش علاقه‌مند بودم از همینگوی [...]

برچسب‌ها:

من با آنچه می‌گویی مخالفم

Posted by: Mehrdad on: فوریه 2, 2009

من با آنچه می‌گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده‌ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی.
-ولتر


بایگانی