There and Back Again

هنوز در فکر آن کلاغم

Posted by: Mehrdad on: آگوست 4, 2008

هنوز در فکر آن کلاغم در دره‌های یوش
با قیچی سیاهش بر زردی برشته‌ي گندم زار، با خش خشی مضاعف از آسمان کاغذی مات! قوسی برید کج، و رو به کوه نزدیک با غار غار خشک گلویش، چیزی گفت که کوه‌ها بی حوصله در زل آفتاب، تا دیرگاهی آنرا با حیرت در کله‌های سنگی‌شان تکرار می‌کردند!

شاملو

برچسب‌ها: ,

يك پاسخ برايش بگذاريد

بایگانی